روزه داری

روزه داری

قدمت روزه داری

روزه گرفتن قدمتی به اندازه پیدایش ادیان دارد. تقریبا در تمام دین‌های شناخته شده رسم روزه داری وجود دارد، که اغلب فرهنگ‌ها آن را به عنوان نمادی از مراقبه برای پاکسازی روح و جسم می‌دانند. در اسلام ماه رمضان، در مسیحیت Lent، در یهودیت Yom Kippur، در هندوئیسم Shivaratri ،Navratri یا Ekadashi، در بودیسم Uposatha و همچنین در دین زرتشتی و سایر ادیان دیگر روزه داری به عنوان عملی مقدس توسط مردم انجام می‌شود.

 

یافته‌های علمی در مورد روزه گرفتن

در سال‌های اخیر با توجه به پژوهش‌های مختلف انجام شده، نظر افراد زیادی در دنیا به روزه داری جلب شده است و امروزه بسیاری از مردم تحت عناوینی همچون رژیم فستینگ (Fasting) یا روزه داری متناوب (Intermittent Fasting) از مزایای روزه گرفتن بهره‌مند می‌شوند.

اتوفاژی (Autophagy)

در سال 2016 پروفسور یوشینوری اُسومی (Yoshinori Ohsumi)، دانشمند ژاپنی جایزه نوبل فیزیولوژی را برای کشفیاتی که در زمینه اتوفاژی (Autophagy) انجام داد دریافت کرد. او موفق شد مکانیسم‌های مولکولی اتوفاژی را که یک فرآیند طبیعی در سلول‌هاست، توضیح دهد. اتوفاژی فرآیندی است که در آن سلول‌ها اجزای آسیب دیده یا غیرضروری خود را تجزیه و بازیافت می‌کنند. این فرآیند به ویژه در شرایط استرس، مانند روزه‌داری، فعال می‌شود. تحقیقات اُسومی نشان داد که وقتی بدن برای مدت طولانی (معمولاً ۱۲ تا ۱۶ ساعت) غذا دریافت نمی‌کند، فرآیند اتوفاژی فعال می‌شود. در این حالت، سلول‌ها شروع به تجزیه پروتئین‌ها و اجزای آسیب‌دیده خود می‌کنند و از مواد حاصل برای تولید انرژی یا ساخت اجزای جدید استفاده می‌کنند. فعال‌سازی اتوفاژی از طریق روزه‌داری می‌تواند به پاکسازی سلول‌ها، بهبود عملکرد آن‌ها و پیشگیری و درمان بیماری‌هایی مانند سرطان، آلزایمر و بیماری‌های قلبی کمک کند. این فرآیند همچنین به کاهش التهاب و افزایش طول عمر سلول‌ها کمک می‌کند. یوشینوری اُسومی با کشف مکانیسم‌های مولکولی اتوفاژی، نقش مهم روزه‌داری در سلامت سلول‌ها و بدن را برجسته کرد و تاثیر زیادی در توجه عمومی مردم بر عمل روزه داری داشت. تحقیقات او نشان داد که روزه‌داری نه تنها به کاهش وزن کمک می‌کند، بلکه می‌تواند به پاکسازی سلول‌ها، بهبود عملکرد آن‌ها و پیشگیری و درمان بیماری‌ها نیز منجر شود.

 

آزمایش ۱۹۴۸ دانشگاه ییل: تأثیر گرسنگی بر یادگیری موش‌ها

ویدئوی زیر، آزمایشی از دانشگاه ییل در سال ۱۹۴۸ را نشان می‌دهد که در آن، موش‌های گرسنه برای دریافت غذا باید از میان یک هرم کوچک عبور می‌کردند. این آزمایش به بررسی انگیزه و پاداش در یادگیری می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه محرک‌های محیطی می‌توانند بر رفتار و یادگیری موجودات تأثیر بگذارند. این آزمایش نشان می‌دهد وقتی موجودی گرسنه باشد و بقاء او به خطر بیفتد چگونه فعالیت جسمی و فکری او افزایش پیدا می‌کند. احتمال دارد بدن انسان نیز تحت تاثیر گرسنگی مصنوعی عملکرد مشابهی داشته باشد. بر خلاف رشد ذهنی که انسان داشته است، بدن همچنان تابع محیط و شرایط است و در مواردی ذهن کمترین تاثیر را بر روی آن دارد؛ چنان که برخی از کارهای آگاهانه بدن را در شرایط اضطرار قرار می‌دهد. برای مثال زمانی که انسان در حال دویدن به منظور ورزش کردن است بدن به طور خودکار واکنش‌های فیزیولوژیکی خاصی را فعال می‌کند که ممکن است شبیه به واکنش‌های “فرار یا جنگ” (Fight or Flight) باشد. این واکنش‌ها توسط سیستم عصبی سمپاتیک کنترل می‌شوند و در مواقعی که بدن احساس خطر یا استرس می‌کند، فعال می‌شوند. وقتی که انسان به صورت آگاهانه بدن خود را در شرایط گرسنگی قرار دهد، بدن واکنش‌های مربوط به بقاء را فعال می‌کند. برای مثال سوخت و ساز کمتر می‌شود تا انرژی بیشتری ذخیره شود و قدرت ذهنی جهت یافتن غذا بالاتر می‌رود.

 

روزه‌داری: مبارزه با غرایز و تقویت روح

نظریه فرگشت به ما نشان می‌دهد که انسان‌های گذشته به شکلی که امروزه هستند نبوده‌اند. اگر بخواهیم با معیارهای امروزی که از آن‌ها جهت تمایز انسان و سایر موجودات استفاده می‌کنیم به بررسی انسان‌های اولیه بپردازیم؛ آن‌ها در دسته بندی انسان قرار نمی‌گرفتند؛ آن‌ها همواره به دنبال ارضای غرایز اولیه که آن‌ها را زنده نگه می‌داشته است بوده‌اند.

انسان را می‌توان از سه جنبه جسمی، فکری و روحی بررسی کرد؛ از نظر جسمی ما همچنان کمترین تفاوت را با سایر موجودات زنده داریم. از نظر فکری برتری انسان در بشتر موارد کاملا محسوس است و از نظر روحی انسان به معنای واقعی نسبت به سایر موجودات برتری دارد. هر انسانی اختیار دارد بر روی جنبه خاصی از خود تمرکز کند. ما می‌توانیم با ورزش کردن جسم خود را ارتقاء دهیم، با تلاش فکری هوش خود را افزایش دهیم و با مراقبه، روح خود را به مرحله بالاتری از آگاهی برسانیم. شاید انسان بودن به معنای مبارزه دائمی با غرایزمان است. شاید معنی انسان بودن این است که همواره با آن چه که هستیم در حال مبارزه باشیم و تلاش کنیم به آن چه که ایده‌آل‌مان است تبدیل شویم؛ تلاشی دائمی برای تغییر کردن و تبدیل شدن به آن شخصیتی که نیستیم و می‌خواهیم باشیم. برای انسان‌تر شدن باید تلاش کنیم تعادلی بین روح، فکر و جسممان برقرار کنیم و خواسته‌های جسمی خود را تا حد تعادل نادیده بگیریم تا روح‌مان فرصتی هر چه بیشتر جهت شکوفایی داشته باشد. این که ما از گونه انسان تباران هستیم صرفا بخش کوچکی از مسیر است. بخش بزرگ‌تر به این مربوط می‌شود که چقدر بتوانیم در این زمان محدودی که در اختیار ما گذاشته شده است به تغییر خود و تغییر جهانی که در آن هستیم کمک کنیم تا به رضایت خاطر برسیم. ما موجودی آگاه هستیم و می‌توانیم آگاهانه با آن چه که جسم ما در لحظه حال از ما می‌خواهد مبارزه کنیم و به این شکل روح خود را تقویت کنیم که مراقبه‌هایی مانند روزه داری در این مسیر کمک زیادی به ما خواهند کرد و سوخت لازم که همان اراده انسانی است را جهت پیمایش این مسیر در اختیار ما می‌گذارد.

0 پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
خیالتان راحت باشد :)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *